هر روز باید یک چیز اضافی را حذف کنی

حذف کردن اول درد خواهد داشت که این درد با انتخاب گزینه های بعدی تبدیل به لذت می شود

نمی شود همه چیز را با هم خواست . تصور کنید بهترین برنامه دنیا رو بچینید . برای هر کاری یک ساعت وقت اختصاص دهید بدون در نظر گرفتن خواب و غدا و.. نهایتا بیست و چهار کار میتوانید انجام دهید . این یعنی محدودیت . تازه این شرایط آرمانی است ما کلی زمان اجباری هم داریم مثل نظافت و استراحت و… یعنی محدودیت شدید تر از این حرفا است .

نکته منفی دیگر این است که شلوغی کارها خودش انرژی خواهد گرفت .

یعنی اگر موارد اضافی را حذف نکنید ، موارد اضافی ، کارهای دیگرتان را حذف می کند .

این موضوع در همه ی کارها صدق می کند اگر کتاب هایی که نمی خوانید را نگه دارید کتاب های جدید شانس کمی برای خوانده شدن دارند . منظورم این نیست هر چیز قدیمی رو بریزید دور . منظورم این است که فکری به حال قدیمی ها بکنید یا استفاده کنید یا قبول کنید دیگر استفاده نمی کنید و برایش تصمیم بگیرید .

باید اولویت بندی کرد ، باید حذف کرد ، باید برنامه ریزی کرد ، باید انتخاب کرد .

قدرت فضای خالی رو دست کم نگیرید . نگران خالی شدن نباشید . هر فضای خالی میل به پر شدن دارد . اگر نگران این هستید که اگر هر چیزی بلدم رو در وبلاگم بنویسم دیگر چیزی برای گفتن ندارم هنوز با قدرت فضای خالی اشنا نشده ای .

قدرت فضای خالی تو را به یادگیری بیشتر تلاش بیشتر و… وادار می کند . رشد در خلأ رو امتحان کن !

آمادگی ذهنی برای یادگیری بهتر

گاهی اوقات یک مطلب برای ما چند بار گفته می شود ولی به شکل قابل قبولی بر روح و جان ما نمی نشیند ولی آن را در جای دیگری یا با شرایط دیگری می شنویم با یک بار بیان , به طور کامل متوجه می شویم .

تا حالا شده موضوعی اصلا برایت جذابیت نداشته باشد ولی بعد یک مدت به اون علاقه مند بشوی ؟

چرا بعضی مسائل که قبلا خیلی روی آن ها متمرکز نبودیم الان به راحتی متمرکز می شویم ؟

حالا چرا این اتفاقات و مثال های از این شکل رخ میده ؟

یکی از دلایل این اتفاق ها آمادگی ذهنی هست . البته اکثر ما آمادگی ذهنی مون خودآگاه استفاده نمی کنیم و به صورت ناخودآگاه این اتفاقات می افتد.

مثلا ما کلی مطلب درباره ی بیماری های مختلف می شنویم که یا بهشون توجه نمی کنیم یا به سرعت فراموش می کنیم , کافیه یکی از آن بیماری ها را بگیریم اتفاقی که می افته اینه که اولا کلی اون موضوع برای ما مهم میشه و از این به بعد هر مطلبی که در اون , اسم بیماری ما باشه بهش توجه ویژه میکنیم و به راحتی مطلب رو درک می کنیم .

از طرفی دیگر حالا تمرکز کردن در اون مورد راحت تر است و ما می توانیم به راحتی ساعت ها مطلب راجع به اون بخوانیم , چون الان برای اون موضوع آمادگی ذهنی پیدا کردیم .

مثال دیگر یادگیری زبان است که فردی که سال ها زبان یادنگرفته است با رفتن به یک کشور خارجی در مدت کمی یادگرفته است که باز هم بحث آمادگی ذهنی پیش می آید .

شاید سوال شود اگر به کشور خارجی نرویم این آمادگی برای یادگیری زبان بوجود نمی آید ؟ جواب مثبت است . می شود در همین جا هم همان شرایط را بوجود آورد از جمله حضور در مکان های مستعد یادگیری زبان ارتباط اینترنتی با افراد خارجی و…

مثال دیگر جواب معما است اگر جواب معمایی زود گفته شود معمولا کمتر به آن توجه می شود ولی وقتی دیر گفته میشود و مخاطب کلافه می شود حالا جواب برای او مهم می شود کاری که در خیلی از فیلم ها انجام می دهند .

حالا چگونه میشود از این آمادگی ذهنی به نفع خودمون استفاده کنیم ؟

خیلی از ما از نداشتن تمرکز در کارمون یا فعالیت هامون ناراضی هستیم . حالا که آمادگی ذهنی با خودش تمرکز می آورد پس باید آمادگی ذهنی رو بوجود آورد .

یکی از کارها غرق کردن خود در اون موضوع است . اوایل سخت است ولی بعد مدتی که تجربه و دانش خود روبالا بردیم , حالا هر روز دنبال مصداق بیشتری میگردیم .

مصداق بیشتر = درگیری بیشتر .

حالا دیگه اون مطالب به ما نزدیک شده و چیزی که به زندگی ما نزدیک باشه به راحتی بهش توجه می کنیم .

آمادگی ذهنی یک چیز ثابت نیست و با تمرین امکان تغییرش هست .

کافیه برای کاری آماده ذهنی لازم رو داشته باشی از راحت انجام شدن اون کار شگفت زده میشی .