از قهوه تا محتوا

چند روز پیش داشتم در مورد قهوه سرچ می کردم به یک سایتی رسیدم که خیلی مطلبشو جالب شروع کرده بود جدا از محتوا ی مفیدش :

نوشته بود اگر تا به حال قهوه درست نکردید ، باید از گوگل تشکر کنید ، چون خوب جایی را به شما معرفی کرده !

قبلا هم گفته ام اگر به یک موضوع تکراری می خواهید وارد شوید یا حرف جدیدی داشته باشید یا شیوه ای جدیدی :

در این مطلب گفتم : مدیریت گاوهایی که بنفش نیستند !

حالا این که برای قهوه به کجا رسیدم و چه کردم در آینده برایتان می نویسم ، فعلا گفتم در مورد فرم محتوا صحبت کنم تا در مورد خود محتوا ! قابل توجه اون دوستانی که به من پیام می دهند و به فرم محتوا توجه می کنند تا توجه به خود محتوا .

راستی منبع این سایت بود : قهوه کافیا ، اگه دوست داشتین در مورد درست کردن قهوه در خانه بخونید و…

پی نوشت : راستی در مورد اینجا هم بگم ، اگر از مطالب کپی شده در اینترنت و محتواهای زرد سایت ها و … خسته شدید باید از گوگل تشکر کنید ، چون خوب جایی را به شما معرفی کرده : )

از شلوار جنجالی دیجی کالا تا بی ام و پلاک ایران و خلاقیت برندها

داستان از آنجا شروع شد که دختری در توییتی نوشت من یه شلوار دارم که اسمش شلوار دیجی کالاست یه گوشه گذاشتمش ، دیجی کالا که زنگ می زنه می پوشم میرم پایین بسته رو تحویل می گیرم .

از انجا که انتظار نمی رفت جز نظر خنده دار و… پاسخی دریافت کند این توییت در حد یک توییت فان محسوب می شد ولی خیلی غیر قابل پیشبینی شده فیلیمو وارد ماجرا می شود و پاسخ می دهد اگر برای فیلیمو دیدن شلواری کنار نگذاشتید ما اجازه داریم قشنگ ترینش رو براتون بفرستیم .

این پایان داستان نبود تا اینکه دیجی کالا بالاخره جواب می دهد و به کنایه به فیلیمو پاسخ می دهد فیلیمو جان از اینجا میتونی شلوار خانوم رو بگیری و لینک دسته بندی شلوارهای دیجی کالا رو ارسال می کند .

این که خارج از فضای رسمی چنین شرکت های بزرگی نظرات کاربران و خریداران مهم هست و آن را می خوانند و حتی با ادبیات طنزگونه هم می شود جواب داد در نوع خود حرکت زیبا و جالبی بود .

ازطرفی یک جنگ کوچک شکل میگیرد که کدوم برند بزرگتر و خاص تر است چنان که دیجی کالا به فیلیمو میگوید حتی خریدی هم داری به ما منتهی خواهد شد .

بعد از این تقریبا دیگر این موضوع جنجالی شد و دیگر برند ها هم وارد داستان شدند که هر کدام با توجه به خلاقیت خودشان یک تبلیغ و جنجال کوچک راه انداختند .

شاید بگوییم خب این صرفا یک شوخی بوده و تموم شده یا شرکت فیلیمو ودیجی کالا انقدر بزرگ هستند که نیاز به اینگونه تبلیغ ها نداشته باشند ولی باید بدانیم هر چقدر هم بزرگ باشند نیاز به درگیری ذهنی مخاطب دارند نیاز به زنده بودن و نیاز به در چشم بودن دارند .

با این حرکت خلاقانه تا مدت ها حرف این نظرات و شوخی ها هست و اسم برند ها رد و بدل میشود در ادامه بقیه نظرات رو مشاهده می کنید .

البته بعد مدتی گفته شد شاید این خانم هم از کارمندهای یکی از این شرکت ها بوده و مخصوصا چنین نظری داده یا اکانت شاید واقعی نبوده که با توجه به مشاهده اکانت ایشون این موضوع دور از ذهن است .

با این اتفاق ناخوداگاه ادم احساس می کند یک برند هر چقدر بزرگ هم می تواند مانند یک دوست باشد او حرفت را میخواند با تو حرف می زند او به فکرت است و…

از این اتفاق جالب تر داستان شرکت bmw بود که عکس یکی از ماشین های خود را با پلاک ایران در اینستاگرام گذاشت و بعدش کاربران ایرانی شروع به گذاشتن کامنت های خوشحالی و بعضا کامنت های فان کردند و بعضی ها هم به فارسی سوالاتی پرسیدند .

از آن دسته سوالاتی که میدانی پاسخی نمیگیری ولی در اقدام جالب شرکت bmw کامنت های فارسی را خواند و جواب آن را هم داد .

کار به جایی رسید که گفته شد شاید دارن از بات استفاده می کنند برای پاسخ دهی وگرنه چگونه میشود چنین شرکت بزرگی اینگونه کامنت بخواند یا جواب دهد تا اینکه خود شرکت پاسخ داد ما عاشق طرفدارانمان هستیم و افتخار می کنیم که در مورد برند محبوبشان به آن ها اطلاعات بدهیم .

این هم یکی از نمونه های آن نظرات است .

شما چه احساسی دارید وقتی این اقدامات برندها را میبینید ؟