رقیبی که باید از او ترسید ! + خاطره ای از یک معلم با سواد

تا زمانی که تمرکز رقیب روی ما است هنوز رقیب خطرناکی نیست .

بر خلاف چیزی که مردم تصور می کنند و فکر می کنند اگر کسی کاری یا عکس و محتوا وجملات و… آن ها را کپی می کند خطرناک است و ممکن است جلوی پیشرفت آن ها را در آینده بگیرد و یا کپی کننده آینده رویایی دارد با کپی کردن مطالب دیگران .

نقطه ی خوب داستان اینه که شما از رقیبتون دارید بهتر عمل می کنید .

نقطه ی بد داستان اینه که چرا انقدر این رقیب ضعیف برای شما مهم است ؟ نکند خود شما هم احساس ضعف می کنید ؟ این یک هشدار است .

کپی شدن کار منظورم سرقت آثار است یعنی کسی بدون اینکه اسمی از خالق اثر ببرد آن را به نام خود منتشر می کند و ادعای مالکیت می کند . نه کسی که کاری رو الگو می گیرد یا اگر کپی می کند اسم منبع اصلی را هم می دهد .

دکتر شهبازی استاد عزیزم با اون سواد بالایش در کلاسش می گفت هر چیزی رو از هر جایی گرفتین بگید از کجا گرفتین و یک مثال زد از خودش که می گفت من در کتاب ها موضوعی را میخواندم ایده ای به سرم زد و خواستم آن را در کتابم بنویسم گفت بعد با چنتا کتاب دیگری که خواندم دیدم نویسنده ای چندین سال پیش آن را گفته است .

در کتابم نوشتم این ایده مال آن نویسنده است . اصلا اشاره ای نکردم که اول به ذهن من رسیده است ولی بعدا در جای دیگری خواندم و یا ناراحت نشدم کاش کمتر کتاب می خواندم تا این نویسنده را پیدا نمی کردم تا این ایده را به نام خودم در کتاب خودم بنویسم .

به نظرم این خاطره درس زندگی است .

حالا می فهمم چرا آدم های بزرگ از این که کارشان کپی می شود یا ناراحت نمی شوند یا کم ناراحت می شوند .

خالق میتواند خلق کند در حالی که یک کپی کار باید هر روز منتظر بماند .

البته خودم به شخصه افرادی را دیده ام که با کپی کاری هم تا حدی موفقیت کسب کرده اند ولی اون موفقیتی که در روح و روان یک خالق ساخته می شود را ندارند .

در آخر مطلب ام رو با جمله ای از هنری فورد تمام می کنم :

رقیبی که باید از او ترسید کسی است که اصلا هیچ اهمیتی به شما نمی دهد، بلکه کسب و کار خود را مدام بهتر می کند .

پاسخی بگذارید