روزهای کمرنگ

یک چند روزی هست چیزهایی که می نویسم رو منتشر نمی کنم چون حس خوبی به آن ها نداشتم

در حال مرور نوشته های قبلیم هستم سعی کردم به یک جمع بندی برسم با یک برنامه ریزی تازه

بعضی قسمت های زندگی تغییر داشته ام که خیلی خوشحالم

ولی یک سری از موضوعات آزارم می دهد در عین ناباوری دیدم یک مسئله ای از شش سال پیش مشکل بوده برای من و بدون آنکه به آن دقت کنم تازگی دوباره مشکل شده برایم

اینکه یک موضوع تکراری و قدیمی باعث مشکل شود برایم آزار دهنده است

شاید اگر این قرنطینه نبود باز هم به آن دقت نمی کردم

قرنطینه بودن یک سری مزایا هم داشت : از جمله فکر کردن زیادتر یا تنها تر بودن زیاد تر با خود

خواستم بگم در آینده مجبوریم با نتیجه ی کارهایی که در قرنطینه انجام داده ایم روبرو شویم

پاسخی بگذارید