یک سوال معجزه وار !

یک سوال ساده ای که در هر شرایطی می توانیم از خود بپرسیم ولی نیازمند جرات پاسخ دادن و وقت گذاشتن دارد , این سوال است :

چرا به آن نتیجه ای که میخواهم نمیرسم ؟

اگر می خواهیم مدیر یک سازمان شویم به جای ناله و اعتراض بپرسیم چرا من الان مدیر سازمان نیستم ؟

البته اوایل معمولا بهانه های واقعی و غیر واقعی می آوریم میگوییم فلانی پارتی داشته است یا من دیر به اینجا آمده ام من پول لازم را ندارم و…

اگر هر روز این سوال را از خودمون بپرسیم بالاخره به جواب های اصلی و تغییر دهنده می رسیم شاید در روز بیستم بگوییم من مهارت کار تیمی ندارم .

در این شرایط نمی گوییم دیگر همه چیز حل میشود ولی الان حداقل یک راه حل داریم و میتوانیم همراه با اعتراض یک عمل مفید هم انجام دهیم .

بعد مدتی دیگر کم کم اعتراض خود را کنار گذاشته و دنبال راه حل ها می گردیم .

شاید هنوز مدیر نشده باشیم ولی دیگر حداقل شخصیت یک مدیر را ساخته ایم و در فرصتی مناسب ما آماده هستیم .

این سوال رو می شود برای هدف های دیگر زندگی هم بپرسیم فقط نباید گول ساده بودن سوال رو بخوریم و برایش وقت نگذاریم .

پاسخی بگذارید